تبلیغات
رویاهای رنگی رنگی



Admin Logo
themebox Logo

به وبلاگ من خوش امدید.امیدوارم لذت ببرید و کامنت هم فراموشتون نشه که بزارید.




تاریخ:جمعه 22 تیر 1397-10:37 ق.ظ

نویسنده :Mahtab P

رویاهای رنگی رنگی!!!


سلام به همه دوستای خوبم!
خیلی خوش اومدین به وب من!
من مهتابم 16 سالمه و انسانی میخونم!
اهل اصفهانم و عاشق شعر و داستان!
تو این وب شعر و داستانای موردعلاقمو قرار میدم!
شاید از خودمم قرار دادم!
کپی از همه مطالب ازادع به غیر از مطالبی که خودم نوشتمشون!
ورود عموم هم ازادع!
همین!
خوش باشید!!


نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 24 مرداد 1397-09:35 ب.ظ

نویسنده :Mahtab P

دلم.....


دلم یک خانه ی قدیمی می خواهد ...
یک حال و هوایِ سنتی و اصیل ...
خانه ای با دری فیروزه ای ، حیاطی چند ضلعی و دیوارهایِ کاهگلی ،
با حوضی پر از ماهی هایِ قرمز و گل هایِ شمع دانی ،
پنجره هایِ چوبی و شیشه هایِ رنگ رنگی ...
خانه ای که کلون و هشتی و پنج دری و مطبخ داشته باشد ...
که وقتی دلم گرفت ، به تالارِ آینه اش بروم ،
میانِ آینه کاری های زیبایش بنشینم ... 
و حالِ دلم خوب شود ...
عصر هایِ تابستان ، تمامِ دلخوشی ام ؛
یک کاسه آبدوغ خیارِ خنک و نانِ خشک باشد ،
و شب هایِ زمستان ، تمامِ دلگرمی ام ؛
یک کرسی آتشیِ جانانه با یک سینی پر از آجیل و خشکبار !
صبح ها با شیطنت و صدایِ گنجشک ها بیدار شوم ،
به حیاطش بروم ،
و از عطرِ خاطره انگیزِ کاهگلش ،
جان بگیرم ...
من از حصارِ آهن و فولاد خسته ام ...
دلم خانه ای می خواهد ؛
که هر غروب ؛
رویِ تختِ قدیمیِ تویِ حیاط ،
روبروی حوض ، کنارِ باغچه ، بنشینم ،
چای بنوشم ،
و شعرهایِ زیبایِ فروغ را با شوقی بی وصف ؛
به روح و جانم ؛
تزریق کنم ...

#نرگس_صرافیان_طوفان


نظرات() 

تاریخ:شنبه 20 مرداد 1397-04:32 ب.ظ

نویسنده :Mahtab P

یه حرفایی!!!

یه حرفایی همیشه هست
که از درد توی سینست
مثه رپ خونی شاهین
پر از عشق و پر از کینست!!
پر از ناگفته هایی که 
خیال کردیم یکی دیگه
دلش طاقت نمیاره
همه حرفامونا میگه!!

نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 15 مرداد 1397-02:15 ب.ظ

نویسنده :Mahtab P

گفته بودی که چرا محوِ تماشای منی ؟
و آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی!
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
نــــــــــازِ چشم تو به قدرِ مژه بر هم زدنی . . .!!!


"فریدون مشیری "



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 9 مرداد 1397-10:59 ق.ظ

نویسنده :Mahtab P

رفیق هنرمند من❤



ادم رفیق باحال مجازی داشته باشه بهتر از داشتن رفیق نامرد واقعیه:)
از همین پست از فاطی ژان چش سبز ،وسواسی، پوکر فیس و هنرمند خودم تشکر میکنم❤
واقن لذت بردم❤



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 7 مرداد 1397-10:19 ب.ظ

نویسنده :Mahtab P

سه تفنگدار!!


امروز بالاخره رفتیم کتابخونه برا درس خوندن و تست زدن
با اقتصاد شرو کردیم
من ساعت 5 صبح بیدار بودم:|
قرار بود 8 کتابخونه باشیم
بعد ساعت ده دقیقه مونده به هشت زنگ زدم زهرا دیدم خانووووم خابه:|
پری هم که ساعت 9و ربع اومد:|
بعدم این دوتا شرو کردن حرف زدن:| نامرداع:|
خلاصه که درکل نصف یه فصلو فقد خوندم:|
واسع هم دعا کنید❤❤
مرسی مرسی❤


نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 7 مرداد 1397-06:56 ق.ظ

نویسنده :Mahtab P

صبح بخیر


تنها یک نفر
از تمام جهان کافیست
که ایمان بیاوری
زندگی
ارزش زیستن را دارد...

صبح زیباتون بخیر 
و شروعش با عشق و مهربانی



نظرات() 

تاریخ:شنبه 6 مرداد 1397-10:49 ق.ظ

نویسنده :Mahtab P

خودت باش




خودتان باشید ‌
نه فتوکپی و رونوشتِ همدیگر ! 
خودتان را از روی دستِ دیگران ننویسید ! 
باور کنید چیزی که هستید ، 
بهترین حالتی است که می توانید باشید ! 
بعضی ها ، ساکتشان دلنشین است, 
بعضی ها پرحرفشان ! 
بعضی ها ، باچشم و موی سیاه ، زیبا هستند ، 
بعضی ها با چشمان رنگی و موی بلوند ! 
بعضی ها با شیطنت دل می برند ، 
بعضی با نجابت ... 
جذابیتِ هرکس منحصر به خودش است ! 
باورکنید رفتار و خصوصیاتِ تقلید شده و مصنوعی ، شخصیتتان را خراب می کند ... 
تا می توانید ، خودتان باشید !

#نرگس_صرافیان_طوفان



نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 4 مرداد 1397-08:47 ق.ظ

نویسنده :Mahtab P

سیاوش قمیشی

من و تو دو تا پرنده تو قفس زندونی بودیم
جای پر زدن نداشتیم ولی آسمونی بودیم
ابر و بارونو میدیدیم اما دنیامون قفس بود
چشم به دوردستا نداشتیم همینم واسه ما بس بود
اما یک روز اونایی که مارو با هم دوست نداشتن
تورو پر دادن و جاتم یدونه آینه کذاشتن
من خوش باور ساده فکر میکردم روبرومی
گاهی اشتباه میکردم من کدومم تو کدومی
با تو زندگی میکردم قفس تنگ و سیاهو
عشق تو از خاطرم برد عشق پر زدن تا ماهو
اما یک روز باد وحشی رویاهامو با خودش برد
قفس افتاد و شکست و آینه افتاد و ترک خورد
تازه فهمیدم دروغ بود دنیایی که ساخته بودم
دردم از اینه که عمری خودمو نشناخته بودم
تو تو آسمونا بودی با پرنده های آزاد
من تن خسته رو حتی یه دفعه یادت نیفتاد
حالا این قفس شکسته راه آسمون شده باز
اما تو قفس نشستم دیگه یادم رفته پرواز

نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 2 مرداد 1397-10:48 ق.ظ

نویسنده :Mahtab P

سه شنبه ها



عزیزم یادت میاد سه شنبه ها


پا به پای هم می رفتیم تا کجا


کوچه های خلوتُ یادت میاد


اون همه صداقتُ یادت میاد

عزیزم یادت میاد که گریه هات


چه جوری آتیش به جون من میزد


نمیشد بهت بگم دوسِت دارم


تا می خواستم زبونم بند می اومد

کوچه های خلوتُ قدم زدن


توی هفته های تلخ وبی صدا


حالا روزا همشون سه شنبه ان


لعنتِ خدا به این سه شنبه ها

کوچه های خلوتُ قدم زدن


توی هفته های تلخ وبی صدا


حالا روزا همشون سه شنبه ان


لعنتِ خدا به این سه شنبه ها


توی هفته های بی نام و نشون


روز دیونه گیا سه شنبه بود


با خودم می گفتم ای کاش ای کاش


همه روزای خدا سه شنبه بود

کوچه های خلوتُ قدم زدن


توی هفته های تلخ وبی صدا


حالا روزا همشون سه شنبه ان


لعنتِ خدا به این سه شنبه ها

کوچه های خلوتُ قدم زدن


توی هفته های تلخ وبی صدا


حالا روزا همشون سه شنبه ان


لعنتِ خدا به این سه شنبه ها




نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 1 مرداد 1397-09:12 ق.ظ

نویسنده :Mahtab P

صبح یعنی...


صبح یعنی
به نفس های تو پیوند شدن
صبح یعنی
 پُر از احساسِ خداوند شدن
صبح یعنی
که پس از شامِ سیه می آیی

ای خوشا سر به سر
ِ زلفِ تو دلبند شدن

سلام
صبحتون پر از خیر و برکت❤



نظرات() 



  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3